هستم. نه اینکه خوب باشم... نه... چون هنوز نتونستم حضور مجدد این جناب رو در چهار سال آینده هضم کنم یا نادیده بگیرم... نه سُم داریم، نه دُم! خیال برش داشته که گولمون زده. این دروغ گندهتر و قبیحتر از اونی بود که بتونه توی جیبت قایمش کنه و کسی نفهمه...
.....
اجباراً کوتاه میایم که بمونی و بمونی و بیشتر حس کنی این موج عظیم تنفری رو که هر روز به سمتت فرستاده میشه... چطوره که روی صندلی ریاستِ یکی دیگه به زور ِتقلب تکیه میدی با اینکه میدونی خیلیا از بودنت ناراحتن؟ چطور طاقت میاری که یه ملت توی دلشون بهت فحش بــِدن؟ من اگه جای تو بودم به سنگینی ِ خودم میکشیدم کنار! کاش به جای شعبدهبازی روی رأ.یها که هر بچهای ازش خندهش میگیره، شکست رو قبول میکردی... با بند بند وجودم آرزو میکنم یه روزی نباشی... برای همیشه نباشی...
.....
هیچوقت نمیخواستم اینطور بنویسم. بنویسم که تمام طرفداران احـ.ـمدینژاد یه ریگی به کفششون هست!! بنویسم که همشون مثل همند!! ولی متأسفانه دارم مطمئن میشم که تمام طرفدارانش یه مشکلی دارند!
نمیدونم چرا ولی وقتی فلهای به هواداران موسوی نگاه میکنم یا روشنفکرند، یا تحصیلکرده، یا هنرمند، و همگی خواستار تغییر و بهتر شدن شرایط کشورشون، همگی صلحطلب و متین! اما نمیدونم این چه معادلهایه که طرف مقابل این قشر، همه ستیزهجو و بدگمانند! عدهای متأسفانه بیسواد و فاقد حتی کمترین اندازه درک سیاسی! همه یا بسیجیاند یا منفعت شخصی دارند یا کمیته امدادیاند و یا متعصب الکی...
از اطرافیان ِمن دقیقاً چند نفری که به این آقا رأی دادند تا حالا سه خط روزنامه نخوندن و جز اسم احمدینژاد اسم دیگهای بلد نبودن! همه رفتاری وحشیمآبانه دارند و خویی جنگطلب!!!به این نتیجه رسیدم که پرسیدن سئوال ِ"به کی رأی دادی؟" در اول دوستی، یعنی دقیقاً جایی که هیچ شناختی وجود نداره، میتونه خیلی چیزا رو معلوم کنه! عجیبه که بین طرفداران دو تا کاندید اینقدر تفاوت باشه! یادم باشه قبل از شروع دوستی با هر کسی، ازش بپرسم "به کی رأی دادی؟"
پیوست: چند روزی به اینترنت دسترسی نداشتم، ببخشید. البته مچکرم از دوستانی که نگران شدن و نگرانیشون رو ابراز کردن. جـِداً مچکرم!
