بازم اومدم و ميخوام بنويسم.

خيلي دلم شكست روزي كه ديدم يكي كه نفهميدم كي بود و با من چه پدر كشتگي داشت، پسورد وبلاگ نازنينم رو دزديد، خودش رو به جاي من جا زد و به جاي من نوشت. قالبم رو عوض كرد پيوندهام رو پاك كرد و بدتر از همه پاك كردن آرشيوي كه با خوندنش لحظه هاي زندگيم عين يه فيلم از جلو چشام رد ميشدن ...

اما الان اومدم كه باز هم بنويسم. عنوان قبلي وبلاگم دلا و دلتنگي بود، اما الان اسم وبلاگم رو گذاشتم دلا و زندگي... چون این روزها تنها حسي كه توي وجودم جريان داره حس زندگيه و بس...