اگر تذکر لسانی!!![اشاره به پست قبل] و دخالت توی امور شخصی هر آدمی وظیفۀ همگانی باشه، من از همگان نیستم و نمیخوام باشم. الآن که دارم مینویسم زبونم روزه‌ست. یعنی هم خدا رو قبول دارم هم کتابش رو. اونجا گفته امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر! قبول. اما فکر میکنم برای کسی که از نوک سرش تا نوک پاش پوشیده‌س، بیرون افتادن چهارتار مو خیلی وقیح نباشه که به خاطرش اعصاب کسی رو در طول روز خورد کنیم! الان همه میدونن کار درست چیه و غلط چیه! کی به تذکر من نوعی احتیاج داره که مثلاً برم توی خیابون و به یه دختر تذکر بدم که رژ لبت رو کمرنگ کن یه وقت دیدی یکی دید و حالش بد شد! بد شدن حال یه مریض جنسی و روانی چه ربطی به اون دختر داره آخه؟ با وجود صداسیما که ماشالله از صداسیمای اعراب هم بیشتر تبلیغ اسلام اجباری رو میکنه کیه که خط اسلام!!! رو نشناسه؟ من خودم رو در مقابل نوع پوشش هیچ تنابنده‌ای مسئول نمیدونم! من به همۀ آدما با نوع دیدشون احترام میزارم و در مقابل عقاید مذهبیشون (هر چی که میخواد باشه) سکوت میکنم...
این گشـ.ـت ار.شادها برای نهی از منکر کردن کافی نیستن؟ این اشکهایی که میریزه و تــَن‌هایی که میلرزه کافی نیستن؟ من نمیخوام محرک هیچ چشم و تنی باشم... من از همگان نیستم...