ادامه ای برای پست قبل!
حس کردم لازمه یه توضیحی به پست قبلی اضافه کنم، اما به نظرم ارزش ثبت توی یه پست مستقل رو داره.
من اصلاً و ابداً مخالف دوست شدن دختر و پسر با هم نیستم! یعنی الآن دیگه دوره ای نیست که اینجور مسائل عجیب یا بد به نظر بیاد! خود ِ من هم تا حالا دوستهایی داشتم که از همشون توی همین وبلاگ نام بردم... اما یه چیزی رو نمیتونم بپذیرم، اونم اینه که در آن ِ واحد با چند نفر دوست بود و همه شون رو عشق خطاب کرد!
راه دوری نمیرم. خودم رو مثال میزنم. توی همین دنیای مجازی، یکی از وبلاگرها که آقای گوریل فهیم باشن، از بهترین دوستان من محسوب میشه! ولی خُب نوع دوستی متفاوته! من اسمش رو میذارم دوستی ِ اجتماعی! مثلاً همکلاسی، همکار، هم دانشگاهی و امثال اینها دوستان اجتماعی به حساب میان! نه دوست پسر!! مثلاً اگه من با گوریل صحبت کنم، به راحتی میتونم دربارۀ کسی که توی زندگیمه باهاش حرف بزنم یا اون دربارۀ دوست دخترش با من؛ و مطمئناً وجود شخصی مثل گوریل توی زندگیم رو از دوست پسرم پنهان نمیکنم! چون دلیلی برای پنهان کردن وجود نداره! اما اونی که همش این رو از اون یکی قایم میکنه و عصر با یکیشون میره بیرون، غروب با یکی دیگه و میترسه ناغافل اسم محسن رو پیش رضا سوتی بــِده! و از اون طرف به احسان میگه عزیزم تو تنها کسی هستی که توی زندگیمی! کارشون توجیه داره؟ بد نیست... وحشتناکه... کارشون وحشتناکه... کمترین آسیبش هم این میشه که عادت میکنه به تنوع طلبی و وقتی ازدواج کرد با یک مرد و یک آغوش اشباع نمیشه...
وگرنه تو دوست پسر داشته باش! اگه دوستش داشتی بهش بگو دوستت دارم! باهاش بیرون برو، بگرد، بچرخ! خیلی هم خوبه!
و در آخر اضافه میکنم که: همانا لذّتی که در تک پَر بودن هست، در مولتی کِیس بودن نیست!
***
دلا نام مستعارمه. متولد دوم خردادماه سال 65 هستم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی آیتی.