هدیه میكنن ابرای بهار دُرّ و گوهر آسمونی رو...
دیشب بعد از مدتها بارون بارید و سیلِ اساماس تبریک بود که به گوشیم روانه شد... تمام خیابونهای ولیعصر و انقلاب رو راه رفتم و به تمام کسائی که توی ماشین نشسته بودن فخر فروختم... دوباره روحم تازه شد و با زمزمه زیرلبِ آهنگ «بارون» از گروه آریان طعم زندگی تازهتر شد برام...
الان هم که ساعت حدود سه صبحه هنوز بارون به پشت شیشۀ پنجرۀ اتاق میکوبه....
ببار عزیزِ من... ببار که خیلی بهت احتیاج داشتم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲:۴۷ ق.ظ توسط دلا
|
دلا نام مستعارمه. متولد دوم خردادماه سال 65 هستم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی آیتی.