هم خوشحالم و هم هیجان‌زده! برای اولین بار توی عمرم، رفتم یه آتلیۀ آنچنانی و چندتا عکس آنچنانی‌تر انداختم طوری که وقتی خانوم ِ عکاس، تصاویر رو برای انتخاب روی صفحۀ کامپیوتر انداخت، دلم نمیومد رد کنم هیچکدوم رو! کارشون محشر بود واقعاً!!!
قبل از شروع کار، به خانوم عکاسه میگفتم دو شبه از هیجان خوابم نبرده!! تعارف که نداریم دوستان! راست میگفتم... از حالا تا چند شب دیگه هم که عکسها آماده میشه فکر نکنم بتونم درست و حسابی بخوابم! تازه بعد از آتلیه هم رفتیم عروسی!
پیام نویسنده: باور بفرمائید زندگی رو همین شادی‌های کوچیک و به اصطلاح پیش‌پاافتاده می‌سازن! لطفاً در ساخت، حفظ و نگهداری ِ آن کوشا باشید!!