زمستان میآید...
زمستان میآید... نه خبری از سوسک است و نه پشه... نه گرما و نه کلافگی... نه بوی عرق مردان نه تعفن فاضلابهای شهر... زمستان میآید... باران... برف... گرمتر شدن عاشقانهها... هوای خنک و طراوت زندگی... فشرده شدن دست، در دستِ یار و تنگتر نشستنها کنار هم...
و تمام شکوه زمستان، به انتظار برای بوسهی داغیست، که هُرم گرمایش، نه فقط لبها، که تمام وجودت را نوازش میکند...
زمستان میآید...
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۵ ب.ظ توسط دلا
|
دلا نام مستعارمه. متولد دوم خردادماه سال 65 هستم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی آیتی.