بانو، نعمت است.
لحظههای جانبخش ِ زندگی، فقط در کنار یار بودن و ورزش و گردش و تفریح نیست! من زندگی را لحظهای دیدم که بانو(مادربزرگم)، با پیراهنی آراسته، موهای سشوار شده و تِلی همرنگ پیراهنش جلوی در خانه ایستاده بود، تا من هنهن کنان از پلهها بالا بروم و بعد از یک سفر طولانی دیدار تازه کنیم؛ در حالیکه بوی قرمهسبزیاش آپارتمان را برداشته بود...
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ توسط دلا
|
دلا نام مستعارمه. متولد دوم خردادماه سال 65 هستم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی آیتی.