چند سال پیش، وقتی گوشۀ خیابان برای گرفتن تاکسی ایستاده بودم، مردمک چشمم پژو ۲۰۶ قرمز رنگی را دنبال میکرد که از دور به سمت من می‌آمد و رانندۀ جوان، آن را در حالی میراند که به پهنای صورتش اشک میریخت و هق‌هق میکرد...
از آن به بعد، وقتی نگاهم به داخل اتاق ماشینی می‌افتد که سرنشینانش لبخند به لب دارند، ناخودآگاه، خدا را شکر میکنم...